
( این شعر با یاد شیخنا و مولانا و استادنا الاعظم حضرت مستطاب نسیم شمال - رضی الله عنه - و برای اجرا به شیوه ی ضربی سروده شده است. )
چن روز پيش از اين يه جايي بنده
ديدم يه نفر خيلي مي خنده
از بس كه مي شد دنده به دنده
هي سقلمه شو مي زد به بنده!
با بنده همش مي گفت به خنده:
« ما اگه نخنديم ، كي بخنده؟! (۲)
*********
ما تازه جوونيم (!) توي دنيا
شاديم و اميدوار هرجا
چون پسته بخند جان بابا!
شاید كه شود ريشه ي غم ها
از قلب تمام خلق كنده
ما اگه نخنديم ، كي بخنده؟! (۲)
********
ما اهل محبت و صفاييم
از كينه و دشمني جداييم
لبخند به لب ز غم رهاييم
با هر اسمي ، ز هر كجاييم:
اصغر كوچيكه ، تقي بلنده !
ما اگه نخنديم ، كي بخنده؟! (۲)
**********
خنده است علاج درد مردم
با خنده شود بلا و غم گم
برخیز زجا ٬ کمی بخور جم!
لبخند بزن مشو چو كژدم
بدشكل و عذاب آورنده!
ما اگه نخنديم ، كي بخنده؟! (۲)
**********
آن لب كه به هر حال و به هر كار
دور است ز خنده چون لب مار
لب نيست بود شكاف ديوار!
پس نيست ز مردم نكوكار
هركس كه لب از خنده ببنده
ما اگه نخنديم ، كي بخنده؟! (۲)
****
وقت است به هر کران بخندیم
بر ریش ستمگران بخنديم!
بر گردش آسمان بخنديم
بر بي هنران چنان بخنديم
كز جا بپريم چون پرنده!
ما اگه نخنديم ، كي بخنده؟! (۲)
|
+| نوشته شده توسط مولانا و مولاكم بدپيله!!! در یکشنبه
1385/01/13 ساعت 12:9
|