![]() تا زنده ايــم، یک دنده ایم، چسبنده ايــم!!! من یکی رندم، جسور و کلّه شق! در عمل، نه حرف، یا روی ورق! پیله هایم، سفت و سخت و چسبناک! حرفِ حق را فاش گویم، شقّ و رق! خواهیم تو را لب به تبسّم برسد وان قهقهه ات به گوشِ مردم برسد در محفلِ بدپیله بخند از تهِ دل تا خوشگلی ات به چاپّ ِدوم برسد!
پست الکترونیک آرشیو مطالب نویسندگان
آرشیو مطالب
اسفند 1386
بهمن 1386 دی 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 جستجو
پیوندها
مخفيگاه فوق اضطراري مولانا و مولاكم بدپيله!!!
كاخ دوم بدپيله: سیمرغ ( شعر و نثر جدی) كاخ سوم: قاصدك!... (نقد ادبي - زبان شناسي) شیخ الطائفه، پرفسفر بوالفضول الشعرا! سركار عليه خانم رئيس جمهور، دکتر زهرا دري! ابوالفضل زرویی نصرآباد ( پایگاه اختصاصی ) نمک پاش ( طنز سیاسی- اجتماعی - انتقادی ) طنز خوشمزه ( فقط بخند زندگی ارزش گریه نداره! ) طنازي هاي ارمغان زمان فشمی! هم چون كوچه اي بي انتها هشت بهشت ( طنز و جدي از همه چيز و همه جا ) کتابگذار اعظم ( تنها وبلاگ طنز کتابداری) طنز (نوشته های طنز نسیم عرب امیری - ورژن دويم) به هيچ عنوان (طنز سروده هاي مهدي استاد احمد) كمي تا قسمتي جدي (طنزهاي رضا رفيع) آواي خيال (سروده ها و نوشته هاي استاد محمد جاويد) تنظ نوشته هاي ارژنگ خاتمي مرد رند (تحفه ي نطنز) خانم كپي سمارغ ( اشعار قاسم رفیعا ، به لهجه ی مشهدی ) گروه خچار (گروه فشار!): طنز سياسي اهالي طرقبه دل خسته ی عشق نجوای نیمه شب (سایه - بشرویه) طفلک جون! ( دل نوشته های حدیث جانلو ) ·▪•● بهناز گالری ●•▪· وبلاگ جدي بوالفضول الشعرا! (سعید سلیمان پور) گلستان شعر و ادب (استاد محمد روحاني) فصل فاصله (دويتر محمد رضا ترکی!) گل آقا سپيدار (وبلاگ تنظ گروه سپیدار: سارا، ليلا، ندا) ايران - ايران بي بي گل(طنز نوشته هاي رويا صدر) اصغرآقا (هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به طنز!) رنج و گنج (داداشي مولاكم بدپيله: اميرجووون!) باران در دهان نيمه باز (محمود فرجامي) لينك آي طنز (اطلاع رساني درباره ي همه رقم طنز) وب خند (حجت الامسال حناب شيخ ابوالامير!) طنز (نوشته های طنز نسیم عرب امیری - ورژن اول!) سومين خلستان يك خل (نكاليف مدرسه ي مه سا تبريزي!) آیرون و آرلوکن(اينجا خيلي جدي طنز است!!!) محمد آقا بيگي و عوامل و اذنابشان!) كم بخوانيم و زياد بخنديم! (دماغ سوختگي هاي فاطمه رجبي!) خالو راشد (طنز راشد انصاری) وقت بي وقت (حضرت آفت الله ایمان افتخاری:ابن الوقت!) از الف تا ي (خرده فرمايشات قلم!!!) دست دوم (بهمن مهران) حکایاتی از خلستان امجدی ( شعر و نثر طنز جوان ) طنز همیشه خنده !(نوشته هاي سعيد آرين) طنز نوشته های یک ذهن مخدوش (آثار خود ایلیا: عدنان) طنز نوشته های یک پیر پسر من مرجان شوهر می خواهم!(بدون شرح!) هلیا درد دل سياسي!(انتقادات شوخي و جدي سياسي كيوان) خنده بازار خنده بر هر درد بی درمان دواست (خان عمو ) پروفسور پيراشكي(سيد مهدي پيروي نژاد) كاريكاتورهاي يك استعداد كشف نشده! بیا تو! طنز نوشته های سیاسی سید ابراهیم نبوی «شــــوخـــــی و جـــــــدی» (ابوالفضل اردوخانی) سايه (دلي كه در آتش نگاهت سوخت...) ... وقایع ابن محمود ... بر و بچه ها (طنز سروده های فاضل ترکمن ) طنزنوشت های یک سفیر (سامان فیروزی) %101 بدیهی (طنزهاي كاملا جدي رام) کاملاَ شخصی (طنزهاي صالح شخصي) من و تنهایی و شب ميرزاي شيرازي گاهي كه دلتنگ مي شود!!! وبلاگ بزرگ طنز كنكور هنر (مهرداد مورديني) صداي معلم 4 (صنفي، خبري، انتقادي) تراژدی حیات (سروده هاي طنز و جدي صامت) معمولیه معمولی(الهامات شیخ عیسی ابو زید) پرده ی ناتمام (افاضات فاطمه شمس) باوه یال (اشعار شیرین کردی) نادران(طنازی های نادران!) نگیــــن شیــــــــراز در این وب لاگ فقط بخندید(طنازي هاي عطا) قره نی (عشوه گري هاي طوبي!) ميرا (جان نوشته هاي زهرا شمس) *مهساشيطونك زمان* (همين!...) صاحبدلان (دلبري هاي دكتر مجتبي كرباسچي!) نه طنز + 1 (عشوه گري هاي علي رضا رضايي) مجمع عشاق سينه چاك مولانا بدپيله! :: قالب ساز :: پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
مولانا و مولاكم شيـخ كشك الدين بدپيـله
اي كه بر درگهِ بدپيله يِ ما آمده اي // باخبر باش كه يهويي سرب مذاب!!! نوبهار است در آن کوش که خوشگل باشی!!!
ماتم به برگزیـدن یک جـــــا برای ماچ! تا هست جمله پیکر آن یار جای ماچ! هرچنـد بی صـداش بود خوب تر ولی کمتر ز اصل ماچ نباشد صـدای ماچ! سال خوک آمد خدایا رحم کن!
مدتی وبلاگ ما تعطیل شد! جان ما فارغ ز قال و قیل شد! در نبود پیلـه های سفت ما وضع دنیا سخت هردمبیل شد! موش اندر غیبت ما شیر گشت پشه ی فرصت طلب چون پیل شد! هر پیاده جای شاهی را گرفت! لاجرم هابیل هم قابیل شد!
رفت شهرام جون و فوری بازگشت! کاسه ای کوچک چنان پاتیل شد! مهر ورزی و عدالت محوری جور دیگر خلق را تاویل شد! بس شکم های گرسنه سیر گشت سهم رندان خوردن آجیل(!) شد! قلبمان یک چند از کار اوفتاد! مرغکی در چنگ عزرائیل شد! در کف هر دکتر این قلب نزار بس مشبک جفت یک غربیل شد!
هر یکی چیزی در آنجا جا گذاشت فلبمان در دستشان زنبیل شد: قیچی و چاقو و تیغ و چسب و باند همره آن ها کلنگ و بیل شد! دست هم زان پس شکسته دردمند مدتی بر گردنم تحمیل شد! وعده می دادم که آیم زود زود ننگ بدقولی مرا تکمیل شد! هریکی از دوستان نازنین خواستار سرعت و تعجیل شد! لیک فیض خواندن وبلاگ ها جان فزا چون تنگه ی منجیل شد! زین میانه از جناب بوالفضول هر نفس چون صور اسرافیل شد! زنده گشتیم و به میدان آمدیم سال ما هم این چنین تحویل شد! این همه گفتیم شد یک از هزار شرح آن غیبت پر از تفصیل شد! حال ماییم و همان بدپیلگی وین همه از لطفتان تحصیل شد!
سال خوک آمد خدایا رحم کن زان که نحسی اش به سگ تفضیل شد! قلعه ی جرج ارول است این خاک پاک! ماجرای خوک و سگ تحلیل شد! «نوبهار است و در آن کوش و خوش دل باشی کـه بسـی گـل بدمـد بـاز و تو در گـل باشی» (حافظ)
نوبهار است در آن کوش که خوشگل باشی! نوبهار است در آن کوش که خوشگل باشی! چون نسیم سحری لای گلا ول باشی! دلبران جمله پلاسند به کوه و در و دشت «حیف باشد که ز کار همه غافل باشی!» در و دیوار همه چشم به راه اما تو سر و ته بسته چو یک بقچه به منزل باشی! اگر از پستوی خانه نخزی سوی چمن نه فقط من همه گویند خل و چل باشی! پی جزاندن عشاق چه عیبی دارد همه جا غرق رژ و سایه و ریمل باشی؟! آستین و سر هر پاچه چنان کوته ساز که چو مهتاب درخشان به محافل باشی!
من که چون کشتی توفان زده ام خوش دارم که تو آیی و مرا یکسره ساحل باشی! بهر من چون عسل و شیر و شکر شهد و شراب لیک بهر دگران زهر هلاهل باشی! شده برعکس که شیرینی تو با دگری است نزد من چون نمک و سرکه و فلفل باشی! ترست از چیست که با ما نپری کفتر عشق؟! تو که در جنگ و جدل آن همه پردل باشی! من نگویم که چرا با من بدپیله بساز(!) «که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی!» با رقیبان چه ریلکسی و رها می پلکی! خوش نباشد که چنان ماست شل و ول باشی! بر لب مدعیان مفت نهی بوسه ولی تا به بدپیله رسد عشق تراول باشی!
نوروز بی بهار همچنان فرخنده باد!
بهار در زنجیر!... سخنانی از سر تنهایی و دردمندی با تو و بهار!
غنچه های تکراری! سلام! باز منم آن آشنای تکراری! غروب و باز همان های های تکراری! تو از غروب تو از شهر ماه می آیی زمین سیاه و پر از درد های تکراری! نفس بدون هوای تو برنمی آید چقدر خسته ام از این هوای تکراری! کسی همیشه برایت ترانه می سازد همان غریبه ترین آشنای تکراری! چقدر قافیه تنگ و چقدر تکراری است! حروف قافیه تا کی "بیا"ی تکراری؟! زمین همیشه پر از فصل های تنهایی است بهار و باز همان غنچه های تکراری! ببخش! از تو نوشتن برای من سخت است! همان شروع و همان انتهای تکراری: "سلام! باز منم آن آشنای تکراری! غروب و باز همان های های تکراری!"
در هر نگاه مست تو ای شعر پر شراب! صدها هزار شور بهاران نهفته است! اینک در این همه سرمستی ای عزیز! آورده ام برای تو عیدی این دامنی شقایق وحشی را!
دیشب به باغ خاطره ات رفتم آن جا بهار بود! هرجا صفای روی تو پیدا هرجا نهال مهر تو پابرجا! دیشب به باغ خاطره ات رفتم در پای هر درخت در دست هر شکوفه صد جلوه از بهار تو دیدم نگار من! از شوق هر گلی که صفابخش باغ بود صد شعله در دل دیوانه ام شکفت! در هرقدم چو بر تو نگاهم فتاد باز اشکی چو برگ سرخ شقایق کردم ز چشم خون گرفته به دامن! و اینک ای ساکن سرای بنفشه به عاشقی! آورده ام برای تو عیدی این دامنی شقایق وحشی را بپذیر هدیه ام!
بهار را و باران را خوب می شناسی تو که آن سوی فصل ها روییده ای! اینک ماییم و خشک سالی عشق! و دستی که به دامان تو آویخته ایم! ای دست هایت لبریز طراوت! کمی هم برای سرزمین دل ما باران باش!
تو در تمام خواب هایم لبخند می زنی انگار برای دیدن تو فقط باید خواب ببینم! باد عاشق گل شده بود هر روز تمرین می کرد که بگوید دوستش دارد! آن قدر تمرین کرد که گل پرپر شد!...
وقتی تو می روی ما نیز می رود تنها من می مانم یعنی چیزی نمی ماند!... ماه در آسمان ماهی در آب و من که محبوس آه سرد زمینم! بانوی باستانی! بیا و ترانه های گمشده ی مرا با لبان شعله ورت زمزمه کن!
|