تبليغاتX
مولانا و مولاكم شيـخ كشك الدين بدپيـله
مولانا و مولاكم شيـخ كشك الدين بدپيـله
اي كه بر درگهِ بدپيله يِ ما آمده اي // باخبر باش كه يهويي سرب مذاب!!!
والنتاین برفكي + تعطیلات زورکی × انتخابات راستکی : عکس های مفتکی = افاضات کشککی!!!

 

 الهی بدپیله پیشمرگتون بشه! بعضیاتون گفتین:  "رنگ سبز پس زمینه ی این وبلاگ خوب نیس و چشای خوشگلمونو رو اذیت می کنه"  اگه واقعا این جوریه عین مطالب این دفه رو می تونین  توی آدرس زیر ببینین! نترسین! فقط کافیه یه کم با سر انگشت مبارکتون آدرسه رو فشار بدین!... آااا سه سوت میفتین تو بغل  خود خود خودم!... جیگرتون زو بخورم ناز نازیای مولانا بدپیله!!!

نرسیده به رو به رو بغل اون ور تر ـ مخفیگاه فوق اضطراری مولاکم بدپیله!  

 

 ۱) والنتاین برفكي!...

(والنتاين  به روايت بدپیله!)

 تذكر اكيد و شديد: هرگونه برداشتي از شعر بي غرض و مرض زير بستگي تنگاتنگ(!) به ادب و متانت و شخصيت خوانندگان محترم دارد؛ حتي شما دوست عزيز!... 

 

 

بي قر و فر!...

 

 

چند شب هست که هی می کنمت .....

 

دلبرِ خوشگلِ طنّاز، خطاب!

 

تو به من خوب ندادی هيهااات! .....

 

با کلامی ز سرِ لطف، جواب!

 

 

قصد دارم به غضب پاره کنم .....

 

 عكس قزپيت تیریپِ خفنَت!

 

یک فشاری به تو آرم که دگر .....

 

روی از خانه یِ من پیشِ ننه ت!

 

 

می مکی از سر شب تا به سحر .....

 

شصت و سبّابه یِ خود را بسيار! 

 

سخت مالی و فشارش بدهی .....

 

تا شود تخت  دماغت، یک بار!

 

 

گفتم اين قدر مده  با قر و فر .....

 

عکس منحوس سر بي مويت!

 

ورنه والله که در می آرم .....

 

پـدري از پــدر پــر رويــت!

 

 

************ 

۲) تعطيلات زوركي!... 

پاک تعطیل!

 

شده این جا و اون جا، پاک تعطیل!

ز پایین تا به بالا، پاک تعطیل!

 

چه برف سفت و خشک و چسبناكی

كه كرده كارها را پاك تعطيل!

 

كجا برفه؟ شبیه خاكه سنگه!

شده برکت ز برفا پاك تعطيل؟!

 

دماغـت ناودون ، لپّت كبوده

جمالِ عالم آرا، پاک تعطیل!

 

 

به لطف و همّتِ برنامه ریزا

تمومِ کار و بارا، پاک تعطیل!

 

نه تنها زندگی، با حکمِ ایشون

شده مرگِ مفاجا پاک تعطیل!

 

من از سیما شنیدم، فاش می گفت:

"از امشب، ضدّ ِ حالا، پاک تعطیل!

 

برین ای بچّه ها، راحت بخوابین

کتاب و درس و دعوا، پاک تعطیل!

 

همین حالا، خبر آمد ز فرهنگ

که دیگه امتحانا، پاک تعطیل!

 

بخندین؛ تا بشه از خنده هاتون

غمِ مامان و بابا، پاک تعطیل!"

 

ولی یک مادری می گفت: "الهی،

بشن فرهنگ و سیما پاک تعطیل!

 

که گشته کارِ کلّ ِ والدینا(!)

از این مویِ دماغا، پاک تعطیل!"

 

 

  انرژی هسته ای داری؛ غمی نیس

که باشه گاز شهرا، پاک تعطیل!

 

جهنم، گاز قطع و وضع خیطه!

به امر حق تعالا: "پاک تعطیل!"

 

بیخی!... از عهد کورش تا به حالا

شده این مُلکِ دارا، پاک تعطیل!

 

مخِ عالی جنابان هم که بوده

بدون سوز و سرما، پاک تعطیل!

 

بزن بر طبلِ بی عاری که دیگه

شده دنیا و عقبا، پاک تعطیل!

 

وگرنه با یه حکمِ تازه می شه

نه بدپیله،  بلاگفا پاک تعطیل!

 

 

***********

  

۳) انتخابات راستكي!... 

 

 

 

كشمكش مدل ۱۳۸۶!...

  

دوبـاره انتخــابـاتی علـم شد!

دلِ دشمن پـر از درد و ورم شد!

 

در این سالی که میهن  بی تپش بود،

تمامِ جیب ها جايِ شپش بود

 

)شپش هايِ شلنگ اندازِ  پُر رو

معلّق ها زدند این سو و آن سو

 

همه، قبراق و مست و شاد و شنگول

به يُمنِ جيب هايِ سخت بي پول

 

سه قاپ انداز گشته تويِ هر جيب

همه ويراژ دِه:« بيب بيب بيبيب بيب!»)

 

بحمدالله، سالی پر جهش شد

میانِ مفتخورها کشمکش شد!

 

به خود گویم: «عجب وضع و بساطی است!

چرا احوال ما این جور قاطی است؟!

 

چرا این مملکت صاحب ندارد؟!

که گَرد از گُرده یِ خائن برآرد؟!

 

درِ دیزی، چرا همواره باز است؟!

زبانِ گربه ها این سان دراز است؟!

 

چرا دكّانِ وعده، باز وا شد؟!

بسي فيلِ خفن، هرجا هوا شد؟!

 

"اصولی" باز این سو می کِشَدمان

ز عشق خود، اصولی می کُشَدمان!

 

چو اصل مهرورزي، برملا کرد

هزاران درد از ملّت دوا کرد!

 

عدالت محوري، رأس امور است

كسي كان را نبيند، سخت كور است!

 

فساد و جهل گردد ریشه کن باز

تورّم می کند زین مُلک پرواز!

 

سخن از "هسته"و از  "دسته" گوید

گهی واضح، گهی سربسته گوید!

 

در آن سو،  "جبهه ی دوم" سرِ پاست

ز  اصلاحات و قانون  بس سخن هاست!

 

همـان لبخندهـایِ بی بهانه

به قصد گفتمــانی عاشقانه!

 

دوباره حافظ و آن شور و حالش،

به اعجاز کلامِ  بی مثالش،

 

شـــود منجیّ دلســـوزانِ ملّت

ز "آزادی" بود هر روز صحبت

 

خلاصه، هر یکی سازی زند نیک

سر و گوشَت شود زین ساز، تحریک!

 

برقصـــاند تو را از بام تا شـــام

به آهنگ دیریم دام دام دارام دام!

 

دگر خوش بخت گشتی؛ جای شادی است!

ولیکن از سرت، این ها زیادی است!

  

چو ما را  نخبگان در رأس كارند

از این اعجازها بسيار دارند!

 

حراجِ نخبگان این جاست، ياران!

گلستان گشته سر تا پايِ ايران!

 

همه آرند  نان و شغل و مسكن

شود چشمانِ تو، زين وعده روشن

 

بـرايِ روزگـــاری مــاه، عــــالي،

كِشی هِي نقشه هايِ خشك و خالي!

 

بَبَه بَه بَه! بَبَه بَه بَه! بَبَه بَه!

چَچَه چَه چَه! چَچَه چَه چَه! چچه چه! ...»

 

     

 

در این حال و هوا، ناگاه از غيب

خطاب آید: «اوهوی! زين سان مكن عيب!

 

تو ای بدپیله یِ بدپوزِ مزدور 

که هستی وصله یِ بسیار ناجور،

 

تو که خود از ازل، تعطیــــل بودی

سـزاوارِ کلنگ و بیــــل بودی،

 

تو که حالت هماره خیطّ و پیط است

چرا گویی که وطن را وضع، خیط است؟!

 

کجا در ملک ما قحط الرّجال است

که هرچیزیش در حد کمال است؟!

 

دگر خوشتر از این، میرزا  قَشَََم شَم؟!

بفرما مرگ و قبرستان؛ فدات شم!

 

اگر داري تو عقل و دانش و هوش

بخر يك قبرِ زيبا، زود بپر توش!

 

مگو امسال میهن بی تپش بود

تمامِ جیب ها، جایِ شپش بود

 

بگو: «شكر خدا، كز لطفِ دولت

ميانِ آن شپش ها كشمكش بود!»

 

*************

 

 

۴) عكس هاي مفتكي!... 

 

        
عکس های شرح در متن و شرح در افتاده از متن! 
 
(توجه: وجود هرگونه شباهت احتمالی میان عکس های زیر  با اشخاص حقیقی يا حقوقی به کلی تصادفی است!)
 
گـر بود عکس هـایتـــان مردود
 بنده مسئول آن نخواهـــــم بود!
 
هم ز نامردی است اگر ســــازيد
راه وبلاگ بنـده را مســــــــــدود
 
 
 راستی تصویر زیر آنونسه! واسه دیدن ادامه ی فیلم دکمه ی "ادامه ي مطلب" رو  همين جا يا زیر همشهری با حال ناناز خوشگل خوش تیپم  جناب مستطاب "دکتر خالیباف"  همچین یه خورده فشار بدین!
 
 

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مولانا و مولاكم بدپيله!!! در یکشنبه 1386/11/21 ساعت 13:53 |